تحولات منطقه

کودکی قرار بود دوره‌ای برای بازی، کشف جهان، تجربه کردن، اشتباه کردن و ساختن تدریجی هویت باشد؛ اما حالا برای بخشی از کودکان، دوربین تلفن همراه پیش از آنکه ابزار ثبت خاطرات باشد، به بخشی از زندگی روزمره تبدیل شده است.

کودک‌بلاگری؛ از نمایش معصومیت تا شکل تازه‌ای از بهره‌کشی دراقتصاد توجه
زمان مطالعه: ۸ دقیقه

کودکی قرار بود دوره‌ای برای بازی، کشف جهان، تجربه کردن، اشتباه کردن و ساختن تدریجی هویت باشد؛ اما حالا برای بخشی از کودکان، دوربین تلفن همراه پیش از آنکه ابزار ثبت خاطرات باشد، به بخشی از زندگی روزمره تبدیل شده است. خنده کودک، گریه کودک، شیطنت کودک، لباس پوشیدن، مهمانی رفتن، بیماری، ترس، خجالت و حتی لحظه‌های خصوصی زندگی او می‌تواند به «محتوا» تبدیل شود؛ محتوایی که در اقتصاد شبکه‌های اجتماعی، هرچه شخصی‌تر، هیجانی‌تر و گاه جنجالی‌تر باشد، ظرفیت بیشتری برای دیده‌ شدن و درآمدزایی دارد.

درچنین شرایطی، پرسش اصلی دیگر این نیست که آیا کودک از جلوی دوربین بودن لذت می‌برد یا نه؛ پرسش مهم ‌تر این است که آیا کودک اساساً توانایی درک پیامدهای دائمی انتشار تصویر و زندگی خصوصی خود را دارد؟ و اگر پاسخ منفی است، آیا رضایت والدین می‌تواند جای رضایت آگاهانه کودک را بگیرد؟

هشدار اخیر مرکز اطلاع‌رسانی پلیس تهران بزرگ، دقیقاً در همین نقطه اهمیت پیدا می‌کند. پلیس اعلام کرده است که بهره‌ گیری ابزاری از کودکان برای جذب مخاطب و کسب درآمد را نمی‌توان صرفاً با عنوان فعالیت هنری یا تبلیغاتی توجیه کرد و در صورت تضییع حقوق، آسیب یا سوءاستفاده از کودک،موضوع می‌تواند با پیگیری پلیس و مراجع قضایی همراه شود؛این موضع، در واقع مسئله کودک‌ بلاگری را از سطح یک «سبک زندگی» یا «انتخاب خانوادگی» به سطح یک مسئله حقوق کودک و حمایت اجتماعی ارتقا می‌دهد.

وقتی فرزند به دارایی رسانه‌ای تبدیل می‌شود

در ظاهر، بسیاری از صفحات کودک‌ بلاگرها تصویری بی‌خطر ارائه می‌کنند؛ کودکی شیرین، لباس‌های رنگارنگ، بازی، سفر، جشن تولد و گفت ‌وگوهای بامزه، اما مسئله از جایی آغاز می‌شود که کودک دیگر صرفاً دریک تصویر خانوادگی حضور ندارد و حضور او به موتور اقتصادی صفحه تبدیل می‌شود.

در این وضعیت، هر رفتار کودک می‌تواند ارزش تجاری پیدا کند. تعداد بازدید، میزان تعامل، تبلیغات، دریافت کالا و قراردادهای تجاری، به ‌تدریج خانواده را به این نتیجه می‌رساند که «کودکِ دیده‌ شده» ارزش اقتصادی دارد. همین‌جا مرز میان ثبت خاطرات خانوادگی و بهره‌ برداری اقتصادی از کودکی کم‌رنگ می‌شود.

محمدعلی الستی، جامعه‌شناس ارتباطات و استاد دانشگاه، درتحلیل خود از پدیده کودک‌ بلاگری، این کودکان را در شرایطی به «کودکان کار جدید» تشبیه کرده و هشدار داده است که وقتی کودک برای شهرت و درآمد خانواده وارد چرخه تولید محتوا می‌شود، ممکن است جسم، روح، اخلاق، آموزش و تجربه طبیعی کودکی او تحت تأثیر قرار گیرد؛ او این وضعیت را «کودکی سمی» توصیف کرده و معتقد است وسوسه والدین برای معروف شدن فرزند و کسب درآمد می‌تواند تجربه زندگی معمولی را از کودک بگیرد.

این نگاه از یک منظر جامعه‌ شناختی اهمیت زیادی دارد: کودک در اینجا نه لزوماً به‌عنوان انسان دارای حق، بلکه به‌عنوان سرمایه‌ای برای تولید توجه دیده می‌شود.

عزیزالله تاجیک اسماعیلی، عضو هیئت علمی دانشگاه خوارزمی، البته نگاه مطلقاً منفی به خود مفهوم بلاگری ندارد و آن را می‌تواند فرصتی برای ارتباط، یادگیری و افزایش تجربه اجتماعی کودک بداند؛ اما نقطه خطر را زمانی می‌داند که کودک به ابزاری برای عرضه تمایلات هیجانی خود به خانواده و جامعه تبدیل شود. این تفکیک مهم است، زیرا مسئله اساساً «دوربین» نیست؛ مسئله قدرت، رضایت، پول و تصمیم‌گیری بزرگسالان درباره هویت و تصویر کودک است.

ربودن حریم خصوصی کودک

یکی از جدی‌ ترین آسیب‌های کودک‌ بلاگری، چیزی است که ممکن است در لحظه دیده نشود: کودک دیگر صاحب گذشته دیجیتال خود نیست.

تصویری که والدین امروز منتشر می‌کنند،ممکن است سال‌ها بعد همچنان در اینترنت وجود داشته باشد. کودکی که امروز با خنده در مقابل دوربین ظاهر می‌شود، ممکن است در ۱۵ یا ۲۰ سالگی از انتشار همان تصویر احساس شرم، خشم یا تحقیر کند؛اما دیگر کنترلی بر نسخه‌های ذخیره ‌شده، بازنشرشده یا دستکاری‌شده آن نخواهد داشت.

یعنی حتی اگر والدین نیت بدی نداشته باشند، انتشار بی‌محابای زندگی کودک می‌تواند پیامدهایی داشته باشد که از کنترل خانواده خارج است.

فاطمه نوری ‌راد، پژوهشگر حوزه ارتباطات که رساله دکتری خود را به موضوع کودکان بلاگر و رسانه‌های جدید اختصاص داده، در سال ۲۰۲۵ نیز در یک برنامه تخصصی درباره ابعاد هویتی کودک‌ بلاگری حضور داشته است؛ انتشار چنین بحث‌هایی نشان می‌دهد مسئله از منظر ارتباطات،دیگر یک موضوع حاشیه ‌ای نیست و به مسئله‌ ای جدی در نسبت میان رسانه، خانواده و هویت کودک تبدیل شده است.

آسیب روانی؛کودکی که یاد می‌گیرد خودش را از نگاه دیگران ببیند

شاید خطرناک ‌ترین پیامد کودک‌ بلاگری، آسیب‌ هایی باشد که دوربین مستقیماً نشان نمی‌دهد؛ کودک برای رشد سالم باید فرصت داشته باشد که بدون ترس از قضاوت، تجربه کند؛اما وقتی تقریباً هر رفتار او می‌تواند فیلم‌برداری و منتشر شود، «مخاطب» به بخشی از ذهن کودک تبدیل می‌شود.

کودک ممکن است به ‌تدریج به جای اینکه بپرسد:«من چه چیزی دوست دارم؟» بپرسد: «مردم از چه چیزی درباره من خوششان می‌آید؟» این تغییر ظریف، می‌تواند هویت کودک را از درون به بیرون منتقل کند؛ یعنی ارزشمندی او وابسته به تأیید دیگران شود.

حسین روزبهانی، روانشناس و استاد دانشگاه، در تحلیل‌های خود درباره تولید محتوای کودکان هشدار داده است که کودک در سنین پایین از تفکر انتقادی کافی برای ارزیابی پیامد انتشار محتوای شخصی برخوردار نیست. او همچنین بر این نکته تأکید کرده که کودک ممکن است به‌تدریج به تأیید دائمی دیگران وابسته شود و ظرفیت مواجهه با انتقاد را از دست بدهد.

یکی دیگر از پیامدهای محتمل، شکل‌گیری تصویری غیرواقعی از خود است. کودکی که دائماً به‌خاطر ظاهر، لباس، شیرین‌زبانی، امکانات یا واکنش‌های نمایشی تحسین می‌شود، ممکن است به این نتیجه برسد که ارزش او با همین ویژگی‌ها تعیین می‌شود.

روزبهانی در همین زمینه هشدار داده است که وقتی کودک به «نمایش‌دهنده» تبدیل می‌شود، ممکن است ارزشمندی خود را در عوامل ظاهری جست ‌وجو کند و این مسئله در مراحل بعدی زندگی او را با تناقض و آسیب روبه‌رو کند.

از بین رفتن حق کودک برای معمولی بودن

کودک حق دارد روز بد داشته باشد، اشتباه کند، حرف خنده‌ داری بزند، لباس نامناسب بپوشد، دعوا کند، گریه کند و بعداً نظرش را تغییر دهد؛ بدون اینکه همه این لحظه‌ها به یک آرشیو عمومی تبدیل شوند.

حتی در یک برنامه تخصصی منتشرشده در سال ۲۰۲۵، روزبهانی درباره پیامدهای حضور کودکان در محتوای فضای مجازی صحبت کرده و برآسیب‌های احتمالی نمایش مداوم هیجان‌های کودک و فقدان تفکر انتقادی در سنین پایین تأکید داشته است.

پولی که به نام کودک وارد حساب بزرگسال می‌شود

وجه اقتصادی کودک‌ بلاگری یکی از جدی‌ ترین نقاط مناقشه استاگر یک کودک ساعت‌ها مقابل دوربین قرار می‌گیرد، برای تولید محتوا وقت می‌گذارد، در تبلیغات شرکت می‌کند و در نهایت درآمدی ایجاد می‌شود، سؤال اساسی این است:این پول متعلق به چه کسی است؟

در بسیاری از الگوهای خانوادگی، درآمد حاصل از صفحه کودک در اختیار والدین قرار می‌گیرد. اما این پرسش مطرح است که آیا والدین می‌توانند به دلیل سرپرستی، مالک اقتصادی تمام محصولی باشند که کودک تولید کرده است؟

سیدعلی کاظمی، دبیر مرجع ملی حقوق کودک، پیش‌تر در این زمینه تأکید کرده بود که فعالیت کودک در فضای مجازی نیز تابع قوانین و مقررات کشور است و اگر فعالیت کودک عنوان کار و شغل پیدا کند، ممنوعیت‌ها و محدودیت‌های قانونی کار کودکان مطرح می‌شود. او همچنین گفته بود اگر فعالیت کودک سلامت جسمی، روحی، اخلاقی یا اجتماعی او را تحت تأثیر منفی قرار دهد یا امنیت و تحصیل او را به خطر بیندازد، می‌تواند در چارچوب قانون حمایت از اطفال و نوجوانان، وضعیت مخاطره‌آمیز تلقی شود.

کودک؛ کارگر پلتفرم یا عضو خانواده؟

یکی از خطرناک‌ترین تغییرات فرهنگی این است که کودک به تدریج بخشی از هزینه‌های خانواده را تأمین کند و همین درآمد، وابستگی خانواده به ادامه فعالیت رسانه‌ای او را افزایش دهد؛ دراین وضعیت، «نه گفتن» کودک می‌تواند بسیار دشوار شود؛ زیرا ممکن است کودک احساس کند توقف فعالیتش به معنای از دست رفتن درآمد خانواده است.

در چنین شرایطی رضایت کودک دیگر الزاماً رضایت آزادانه نیست؛ کودکی که می‌گوید «باشه فیلم بگیر» شاید در لحظه راضی باشد، اما کودکی که می‌داند مخالفت او باعث ناراحتی والدین، از دست رفتن درآمد یا کاهش امکانات خانواده می‌شود، در واقع در موقعیت قدرت برابر قرار ندارد؛این همان جایی است که مفهوم «رضایت» باید با احتیاط بررسی شود.

هوش مصنوعی؛ تهدیدی که معادله را پیچیده‌تر کرده است

اگر پیش ‌تر نگرانی اصلی این بود که تصویر کودک در اینترنت بازنشر شود، امروز یک تهدید جدید نیز وجود دارد: توانایی فناوری‌های هوش مصنوعی برای بازتولید و دستکاری تصویر و صدای افراد.

پژوهشگران حوزه ایمنی هوش مصنوعی در سال ۲۰۲۶ هشدار داده‌اند که مدل‌های هوش مصنوعی می‌توانند در تولید محتوای سوءاستفاده‌گرانه علیه کودکان مورد سوءاستفاده قرار گیرند و مقابله با این خطر به رویکردهای تازه ‌ای در طراحی و ایمنی سیستم‌های هوش مصنوعی نیاز دارد.

بنابراین انتشار یک تصویر کودک دیگر صرفاً به معنای «قرار گرفتن آن عکس در صفحه اینستاگرام» نیست. تصویر می‌تواند ذخیره، کپی، تغییر، بازترکیب و در آینده در فناوری‌های دیگری استفاده شود؛این یعنی هرچه میزان انتشار عمومی اطلاعات و تصاویر کودک بیشتر باشد، سطح کنترل خانواده بر سرنوشت دیجیتال آن اطلاعات کمتر می‌شود.

چرا مسئولیت فقط برعهده والدین نیست؟

اگرچه والدین مهم‌ ترین تصمیم‌ گیرندگان هستند، اما مقصر دانستن صرف خانواده، مسئله را ساده‌سازی می‌کند.

پلتفرم‌ها، برندها، تبلیغ‌ دهندگان، مخاطبان و حتی الگوریتم‌ها نیز در این چرخه نقش دارند؛ اگر مخاطب برای فیلم گریه کودک کامنت می‌گذارد، آن را به اشتراک می‌گذارد و باعث افزایش بازدید می‌شود، در واقع به اقتصاد توجهی کمک می‌کند که کودک را به محتوای بیشتر تشویق می‌کند.

پریسا یاسمی‌نژاد، روانشناس تخصصی کودک و نوجوان، براهمیت آموزش خانواده‌ها و نظارت نهادهای قانونی تأکید کرده و از ضرورت قوانین مدنی همراه با ضمانت اجرایی برای کاهش آسیب‌های این حوزه سخن گفته است. او همچنین از مخاطبان خواسته بود با دنبال نکردن صفحات کودکانی که به ابزاری برای درآمد زایی تبدیل شده‌اند، به چرخه بهره‌ کشی کمک نکنند.

کودک‌ بلاگری را نمی‌توان صرفاً با دوگانه «خوب یا بد» تحلیل کرد. ممکن است کودکی واقعاً به بازیگری، تولید محتوا، آموزش یا حضور رسانه‌ ای علاقه داشته باشد و این فعالیت در شرایط سالم حتی به رشد مهارت‌های او کمک کند.

برچسب‌ها

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha